"ول ها و ناول ها"


خیابان شد قُرق با ادعای حل مشکل ها
و مشکل شد عبور از شهر بر ول ها و ناول ها

من انجا بودم اما اشتباهی هم نمی کردم
گرفتند اشتباه بنده را هم با اراذل ها!

مرا بردند آنجایی که نامش رفته از یادم
گروهی را هم آوردند آنجا از منازل ها

نه قتلی کرده بودم نه به سرقت متهم بودم
شبی را صبح کردم پیش سارق ها و قاتل ها

ّبه آنها گفتم:آخر!جرم من؟گفتند می فهمی!
که جرمت بستگی دارد به خیلی از مسائل ها

اگر تنها نشستی روی جدول،این که جرمی نیست
ولی گویا نشستی با کسی روی جداول ها!

تورا از دلبران و گلرخان شهر سهمی نیست
که مال دیگرانند این پری رو ها و خوشگل ها

تو استادی مگر هنگام تعطیل مدارس ها!
مرتب می روی چون سایه دنبال محصل ها!؟

نمی دانم کجا!در محفلی دیدم!شنیدم،نه!
خجالت می کشم از شرح آن شکل و شمایل ها!

نمی دانم چه معنی داشت آن اوضاع نامطلوب
نمی دانم چه رنگی داشت آن رژ ها و ریمیل ها!

گرفتم جلب کردیم آن چه مجنون بود با لیلی
کجا باید نگهداریم از این عضاق محمل ها!؟

ناصر فیض؛کتاب نزدیک ته خیار.

/ 1 نظر / 8 بازدید
دنیا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام خوبی؟ کجایی؟ کم پیدایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشحالم دوباره به روز شدی نگرانت بودم واسه کنکور آماده میشی که سری به وبلاگت نمی زنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[نگران]