عمو نوروز (2)

چشم به هم زدیم سال نو داره یواش یواش میاد به خونه های گرممون...

بوی عیدی،بوی تو...!

تقریبا پارسال همین موقع ها بود که  ی پست زدم...

"

وقتی عمو نوروز با دست پر داره به خونه های گرممون میاد...

وقتی داریم با ذوق و شوق وصف نشدنی ای ،

با بابا و مامان به خرید عید می ریم،

یادمون باشه...

بعضی ها در حسرت یک جفت کفش نو مانده اند...

شادی هامون رو تقسیم کنیم...

"

حالا هم دلم راضی نمیشه...تو این م-م-ل-ک-ت که انقدر اوضاع وحشتناکه نمی تونم

بی تفاوت باشم... ی عده از بچه ها لحظه تحویل سالشون با روزای دیگه فرقی نداشته

باشه...این ظلمه؛اگه من و شما به فکر نباشیم،انسانیت چی میشه؟

 خدایا در این شب‌های نزدیک به عید سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش و حسرت خرید لباس عید رو بّر دلِ هیچ کودکی در سرزمینم نگذار ...



/ 0 نظر / 14 بازدید